دريافت کد صفحه ورودي.
•.¸✿¸.•ραηαнgαнє тαηнαєι•.¸✿¸.•

•.¸✿¸.•ραηαнgαнє тαηнαєι•.¸✿¸.•

قایقی کاغذی میسازم و به آب می اندازم میخواهم سوار بر زورق کاغذی ام به سوی تو بیایم ازراه رودی که از چشمه ی چشمان من به دریای دل تو میریزد

صفحه اصلی. عناوین مطالب. تماس با من. پروفایل. طراح قالب

مهربان

مهربان  

آنقدر شاعرم امشب که فقط 

 

سایه مهرتورا کم دارم  

باتو هستم

ای سراپا احساس

خون تو در رگ من هم جاریست ،

جنس ما جنس بلد بودن کانون گل است

زندگی جای هدر دادن فرصتها نیست ،

مهربان

سبد معذرتم را بپذیر ؛

خوب می فهمم اگر در باران ،

چتر خود را به کسی بخشیدم؛

توشه رفتنم از لطف خدا آکنده ست

خوب میدانم اگر جای توپیشم خالیست ؛

حکمتی در کارست


مهربان

سبد معذرتم را بپذیرکار کودک این است ؛

اولش حرف زند ، به تامل بنشیند بعدش

آنقدر شاعرم امشب که فقط ؛

بیستون کم دارم ،

تیشه عاقبتم را بدهید

آنقدر ساده سخن میگویم ؛

که اگر یکنفر از کوچه دل درگذرد ،

دل و دلداده روی هم بیند

مهربان

ساعت الآن دقیقا خواب است

-
و من و پهنه کاغذ بیدار


روی تو در نظرم نقش نخست ،

و خدا شاهد دیوانگی بنده بازیگوشش

و خود او می داند ؛

که دلم آنقدر آغشته به توست ؛

که اگر از صف فردوس برین ،

طیفی اندازه صد نور میسر سازد

من به آن طیف نبخشم ، دانه ای از مویت

مهربان

بازهم ،

سبد معذرتم را بپذیر

آنقدر شاعرم ازتو که نمیدانم کی ،

واژه ات راهی شعرم شده است

لحظه ای گوش بکن ،

یک موذن مست است

آنقدر خوب اذان میگوید ،

گوئی او عکس خدا را دیده

خوش بحالش اما ؛

طرح زیبای خدا را گاهی ،

می توان در پس سیمای عزیزی جوئید

مهربان

دیر زمانی ست که من این مسئله را فهمیدم ؛

مهربان

آنقدر شاعرم امشب که دلم ،

از پس سینه برون آمده باز

او نگاهش به من است

من نگاهم به قدم رنجه تو

آنقدر شاعرم امشب که فقط ،

روح روحانی تو حال مرا می فهمد

مهربان

عاشقی ؛ بارش احساس به روی ذهن است

عاشقی ؛ لمس خدا با چشم است

عاشقی ؛ مظهر نو بودن دل ، در حیات ازلیست

ومن امشب از عشق ، بخود می پیچم

مهربان

ثروتی بیش به من داده خدا

از سر کودکی من بگذر ،

باید آرام به سجاده تعظیم روم ،

شعرم آخر شده ، انگار زمان وصل است

"
به خدا می دهمت عاریه وار ،

آری عاشق شده بودم این بار

[ یکشنبه 18 فروردین 1392 ] [ 23:52 ] [ dardedelebiseda ] [ ارسال نظر(0) ]

چرا

چرا بعضی برای عشق ؛ دلهاشان نمی لرزد ؟

چرا بعضی نمی دانند که این دنیا

به تار موی یک عاشق نمی ارزد ؟

چرا بعضی تمام فکرشان ذکر است

و در آن ذکر هم یاد خدا خالیست ؟

و گویی میوه اخلاصشان کال است

چرا شغل شریف و رایج این عصر رجالیست ؟

چرا در اقتصاد راکد احساس این مکاره بازاران

صداقت نیز دلالیست ؟

[ یکشنبه 18 فروردین 1392 ] [ 23:44 ] [ dardedelebiseda ] [ ارسال نظر(0) ]

نه دررفتن حرکت بود نه درماندن سکونی.

نه دررفتن حرکت بود

نه درماندن سکونی.

شاخه ها رااز ریشه جدایی نبود

و بادسخن چین

بابرگها رازی چنان نگفت

که بشاید.

دوشیزه ی عشق من مادری بیگانه است

وستاره پرشتاب

ازگذرگاهی مایوس

برمداری جاودانه می گردد

احمد شاملو 

[ یکشنبه 18 فروردین 1392 ] [ 23:33 ] [ dardedelebiseda ] [ ارسال نظر(0) ]

چقدر فاصله مانده به سحر ؟ چه کسی می داند ؟

گاه گاهيست در اين تنهايی

قفس مرغ دلم ميشکند

دل رنجيده و آزرده من از غم جور زمين پر درد است



با نوايی آرام از خودش می پرسد :

«
که چرا ، سهم من از اين همه دنيا اين است.....! ؟ »

قفسی تار وسياه ،بغض و طوفان صدايی در راه

و سکوتی مبهم.......!

همه جا سرد وکبود،همه جا رنگ و ريا ،همه درگير خودند ، آدمک ها بيمار.



رخوتی جانفرسا ميدود در جانم

کوره راهی تاريک در پس اين شام است .

چه درازاست امشب ، خسته ام از همه کس

خسته ام از همه عالم و آدم امشب .



چقدر فاصله مانده به سحر ؟ چه کسی می داند ؟



می روم از پس هيچ ، می روم در پی باد ، چون نهالی بی جان ،

در مسيری خاموش ، درشبی خوابيده .....

کاش می دانستم من به دنبال چه ام....؟

 
باز دلم يگويد : «من به دنبال سحر ميگردم ،

تا که شايد ببرد از دوشم ،بار سنگين غم شب ها را . »

-
جانم از عشق تهی ،دلم از تاول و درد لبريز است .



عده ای می گويند : « با ورود عشق است که سحر می رويد . »



چه کسی می داند ؟



در شب قيراندود ،که زمان خوابيده، من ودل بيداريم ، من و دل تنهاييم .

مردمان غرق خوشی ، پای کوبان و رها،از غم جور زمين ، و نقابی در رو........

-
که نمايان نشود چهره منفور وجود .

و بگويند با خود که همه خوبيم ، خوب .

چه کسی می داند ؟

پشتآن نقش ونگار ، چه کسی خوابيده .



طرحهايي زيبا ، چهره هايی خندان

صورتک ها همه دوست ، مهربان و آرام



تو به خود پاسخ ده : چقدر فاصله است از تو تا آن طرحی که سحر گاهان می زنی بر صورت ...؟

........

دل من می خواهد سحری را بيند که همه خود هستند ، نه نقابی زيبا .

سحر من اين است .....!



دل رنجيده من باز هم میپرسد :

«
می رسد اين سحر از پشت شب تار و کبود ؟

می رسد آن روز ؟ »

....

تو در اين باره چه می گويی...! ؟

چه کسی می داند؟

........

چه دراز است امشب .

خسته ام از همه کس ، خسته ام از همه عالم و آدم امشب .

همه در خواب شبند ، همه فارغ ز خيال

من ودل بيداريم ، من و دل تنهاييم ،

و « ستاره » که ندارد سويی در شب تار دلم .

چه کسی می داند ؟


[ یکشنبه 18 فروردین 1392 ] [ 01:09 ] [ dardedelebiseda ] [ ارسال نظر(0) ]

قفسی باید ساخت

 

قفسی باید ساخت

پشت هر پنجره راهی به طلوع

ما غروبی دگریم

شاید امروز همان قفل در است

رو به فردا زده اند

چه کسی باز گشاید در را

تا هوا تازه شود
[ یکشنبه 18 فروردین 1392 ] [ 01:05 ] [ dardedelebiseda ] [ ارسال نظر(0) ]

دل را بجز از مرگ نجات دگري نيست

 

بيهوده قفس را مگشاييد پري نيست
جز مشت پري گوشه ي زندان اثري نيست

دردل اثري از شادي و اميد مجويي د
از شاخه بشکسته اميد ثمري نيست

گفتم به صبا درد دل خويش بگويم
اما به سيه چال . صبا را گذري نيست

گيرم که صبارا گذر افتاد . خبر چيست
بس کاسته گرديده ز پيکر خبري نيست

اميد رهايي چواز اين بند محال است
دل را بجز از مرگ نجات دگري نيست

تا بال و پري بودقفس را نگشودند
آن روز گشودند قفس را که پري نيست

اي مرگ کجايي که به ديدار من آيي
در سينه دگر جز نفس مختصري نيست
[ یکشنبه 18 فروردین 1392 ] [ 01:02 ] [ dardedelebiseda ] [ ارسال نظر(0) ]

به راه دوست بسپارم مگر خاکستر خود را

 

خمار از جرعه هاي درد كردم باور خود را

اگرميخانه ام مي خواست ، مي بردم سر خود را

دل آهنگ پريدن داشت با ياران ، نميدانم

قفس بگرفت ، يا من باختم بال و پر خود را

من آنشب از عروج نخلهاي تشنه جا ماندم

كه بر دوش عطش مي برد ، هر كس پيكر خود را

قلمرا گفته ام امشب سلاح و ياورم باشد

مبادا باز هم خالي گذارم سنگر خودرا

چنان از واژه هاي سرخ لبريزم كه مي ترسم

به فريادي بسوزم شعرهاي ديگر خود را

تمام آشيانم را چو ققنوسي بسوزانم

به راه دوست بسپارم مگر خاکستر خود را
 
[ یکشنبه 18 فروردین 1392 ] [ 00:58 ] [ dardedelebiseda ] [ ارسال نظر(0) ]

خود را میهمان خاطره هایت میکنم

 

باد آرام می وزد و سکوت کوچه ها را نگهبان است
به حکم سکوت می شنوم ،
صدای تیک تاک ساعت را که هر لحظه بر مرگ ثانیه ای شیون می کند
و تو ! باور کن هر شب در تنهایی خیالم خود را میهمان خاطره هایت میکنم
[ یکشنبه 18 فروردین 1392 ] [ 00:54 ] [ dardedelebiseda ] [ ارسال نظر(0) ]

دیرآمدی عزیز

دیرآمدی عزیز شب پیش مرده ام

چندین هزار مرتبه در خویش مرده ام

هیچ آتشی به کلبه متروک من نماند

عمری ست زیر پنجه تشویش مرده ام

این بار چندم است که تشییع می شوم

از سالیان دور کم و بیش مرده ام

عنوان پوچ « زندگی شاعرانه» را

بر خویش بسته قافیه اندیش مرده ام

شعرم شناسنامه عشقم قبول کن

برگی ست سبز، تحفه درویش، مرده ام

از دورها سیاهه ارواح می رسند

لب وا کنم به فاتحه خویش مرده ام

[ یکشنبه 18 فروردین 1392 ] [ 00:47 ] [ dardedelebiseda ] [ ارسال نظر(0) ]

دلم تنـــگ است از دنيـا

 

دلم تنـــگ است از دنيـا چرايش را نمـي دانـم
من اين شعـر غـم افـزا را شبي صدبار مي خوانم


چه مي خواهم از اين دنيا، از اين دنياي افسونكار
قســــم بر پاكـي اشكـــــم جوابم را نمي دانم


شروع كودكي هايـم سرآغـاز غمــي جانكــاه
از آن غـم تا به فرداهـا پر از تشـويش،گريانـم


بهــار زندگي را مـن هــــزاران بار بوييــدم
كنـون باغصـــه مي گويـم خداونـدا پشيمانم


به سـوي درگـه هستــي هزاران بار روكردم
الهي تا به كي غمگين در اين غم خانه مي مانم


خدايــا با تو ميگويم حديث كهنـه ي غم را
بگو با من كه سالي چند در اين غم خانه مهمانم


دلم تنـــگ است از دنيا چرايش را نمي دانم
ولي يك روز اين غمرا ز خود آهسته مي رانم
[ یکشنبه 18 فروردین 1392 ] [ 00:35 ] [ dardedelebiseda ] [ ارسال نظر(0) ]

صفحه قبل1...2930313233...41صفحه بعد

قایقی کاغذی میسازم و به آب می اندازم میخواهم سوار بر زورق کاغذی ام به سوی تو بیایم ازراه رودی که از چشمه ی چشمان من به دریای دل تو میریزد .... قفس تنهایی من وحرفهای نگفته ام من درین قفس به معنای عشق رسیده ام وبه تنهایی خویش اعتراف میکنم کسی دلش برایم نسوزد...

شـــــــــکوفــــــــه

تنهایی آهنی
گریه هایم
خب...خداحافظ...
تنهایی
چشم من
تنهایی
نمیشه...
سخت است
کیم من
ازسر بی خوابی است

دی 1394
شهریور 1394
اردیبهشت 1394
اسفند 1393
دی 1393
آذر 1393
آبان 1393
مهر 1393
شهریور 1393
مرداد 1393
تیر 1393
خرداد 1393
اردیبهشت 1393
فروردین 1393
اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1392
آذر 1392
آبان 1392
مهر 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
بهمن 1391

فروش سرور مجازی | تور ترکیه 93 | تور تایلند
چسب لاغری | چت | املاک
گالري عکس هاي زیبا

همسریابی رایگان
خرید ساعت مچی مردانه | خرید ساعت مچی زنانه
دانلود آهنگ جدید
اس ام اس عاشقانه | چت | چت
چت | دکوراسیون اتاق کودک
چت | پارکت، لمینت و کفپوش


[ طراح قالب: آوازک ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
💬 نظرات کاربران
نظر خصوصی
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ

قالب وبلاگ