خب...خداحافظ...
همیشه در حالی که...
یه عالمه حرف بیخ گلوت چسبیده!
یه عالمه اشک توی چشماته!
یه عالمه حسرت توی دلت تلنبار شده...
باید بگی : خب... خدافظ ...!
[ سهشنبه 01 اسفند 1391 ] [ 21:18 ] [ شـــــــــکوفــــــــه ]
[
ارسال نظر(0)
]
قایقی کاغذی میسازم و به آب می اندازم میخواهم سوار بر زورق کاغذی ام به سوی تو بیایم ازراه رودی که از چشمه ی چشمان من به دریای دل تو میریزد
همیشه در حالی که...
یه عالمه حرف بیخ گلوت چسبیده!
دِلـَـــــمــ ؛
گـ ـاهے ميــگيـــ ـرَد !
گـ ـاهے ميــ ـسوزَد !
و حَتے گــ ـاهے ،
گــ ـاهے نـَ ـه _خِيــلے وَقتـــ هـ ـا_
ميـــ ـشِکَند !
امــ ـا هَمیشه مے تَپـــَـ ـد .....






