قایقی کاغذی میسازم و به آب می اندازم میخواهم سوار بر زورق کاغذی ام به سوی تو بیایم ازراه رودی که از چشمه ی چشمان من به دریای دل تو میریزد ....
قفس تنهایی من وحرفهای نگفته ام من درین قفس به معنای عشق رسیده ام وبه تنهایی خویش اعتراف میکنم کسی دلش برایم نسوزد...