دريافت کد صفحه ورودي.
•.¸✿¸.•ραηαнgαнє тαηнαєι•.¸✿¸.•

•.¸✿¸.•ραηαнgαнє тαηнαєι•.¸✿¸.•

قایقی کاغذی میسازم و به آب می اندازم میخواهم سوار بر زورق کاغذی ام به سوی تو بیایم ازراه رودی که از چشمه ی چشمان من به دریای دل تو میریزد

صفحه اصلی. عناوین مطالب. تماس با من. پروفایل. طراح قالب

لحظه آبی عشق

هنوز گوشم از گفتگوی بی گریه مان گرم بود!

 


از جایم بلند شدم،

 


پنجره را باز کردم

 


و دیدم زندگی هم هر از گاهی زیباست!

 


شنیدم که کلاغ دیوار نشین حیاط

 


چه صدای قشنگی دارد!

 


فهمیدم که بیهوده به جنونِ مجنون میخندیدم!

 


فهیدم که عشق،

 


آسمان روشنی دارد!

 


رو به روی عکسِ سیاه و سفید تو ایستادم،

 


دستهایم را به وسعتِ « دوستت می دارم!» باز کردم،

 


و جهان را در آغوش گرفتم!

 

 


[
] [ ] [ شـــــــــکوفــــــــه ] [ ارسال نظر(0) ]

لبخندم دردمیکند...

همین سه کلمه برای وصف حالم کافیست :

 

 

 

لبخندم  "درد" می کند ...

 

 

 


[
] [ ] [ شـــــــــکوفــــــــه ] [ ارسال نظر(0) ]

آغازتلخ یک پایان...

آدم که غمگين می شود

 


خودش را جدا می کند از جمع

 


که مبادا آسيبی به خوشی های ديگران بزند ...

 


مورد فراموشی قرار می گيرد

 


و تنهاتر و تنهاتر می شود

 


آنچنان در تنهـايی خود غـرق می شود که

 


ديگـر با هيـچ تلنگری بر نمی خيزد

 


و اين آغاز تلخ يک پايان است

 

 


[
] [ ] [ شـــــــــکوفــــــــه ] [ ارسال نظر(0) ]

دلم پره...

دلم پره ...

 

 

پر از دلتنگی ...

 

 

دلخوری....

 

 

دلواپسی...

 

 

نیستی که بهت بگم ...

 

 

تنها گوشه ی اتاقم زانوهامو بغل

 

 

میکنمو دلمو با ریختن اشکام خالی میکنم....

 

 


[
] [ ] [ شـــــــــکوفــــــــه ] [ ارسال نظر(0) ]

بغلم کن...

مبهوت در ناباوری فاصله ... 

 



به عکست... 

 



آهسته می گم: عزیزم سردمه.. بغلم کن...!!

 

 


[
] [ ] [ شـــــــــکوفــــــــه ] [ ارسال نظر(0) ]

آبهای تیره ی اندوه

ما یکدیگر را باز خواهیم یافت

 

 

در آب های تیره ی اندوه

 

 

چون غرق شدگانی که به روی آب می آیند

 

 


[
] [ ] [ شـــــــــکوفــــــــه ] [ ارسال نظر(0) ]

به تو می اندیشم...


[
] [ ] [ شـــــــــکوفــــــــه ] [ ارسال نظر(0) ]

زن....

من« دوشیزه مکرمه» هستم، وقتی زن ها روی سرم قند می سابند و همزمان قند توی دلم آب می شود...

 



من «همسری مهربان و مادری فداکار» هستم، وقتی شوهرم برای اثبات وفاداری اش-

 

 

البته تا چهلم- آگهی وفات مرا در صفحه اول پرتیراژترین روزنامه شهر به چاپ می رساند...

 

 


من «زوجه» هستم، وقتی شوهرم پس از چهار سال و دو ماه و سه روز به حکم قاضی

 

 

دادگاه خانواده قبول می کند به من و دختر شش ساله ام ماهیانه فقط بیست و پنج هزار تومان ، بدهد...

 



«خوشگله» هستم، وقتی پسرهای جوان محله زیر تیر چراغ برق وقت شان را بیهوده می گذرانند...

 



من «مجید» هستم، وقتی در ایستگاه چراغ برق، اتوبوس خط واحد می ایستد و شوهرم مرا از پیاده رو مقابل صدا می زند...

 



من «ضعیفه» هستم، وقتی ریش سفیدهای فامیل می خواهند از برادر بزرگم حق ارثم را بگیرند...

 



من «مادر» هستم، وقتی مورد شماتت همسرم قرار می گیرم چون

 

 

آن روز به یک مهمانی زنانه رفته بودم و غذای بچه ها را درست نکرده بودم...

 



من «زنیکه» هستم، وقتی مرد همسایه، تذکرم را در خصوص درست گذاشتن ماشینش در پارکینگ می شنود...

 



من «یک کدبانوی تمام عیار» هستم، وقتی شوهرم آروغ های بودار می زند و کمربندش را روی شکم برآمده اش جابه جا می کند...

 



من «بانو» هستم، وقتی از مرز پنجاه سالگی گذشته ام و هیچ مردی دلش نمی خواهد وقتش را با من تلف بکند...

 



من در ماه اول عروسی ام؛ «خانم کوچولو، عروسک، ملوسک، خانمی، عزیزم، عشق من، پیشی، قشنگم، عسلم، ویتامین و...»

 

 

هستم...

 



من در ادبیات دیرپای این کهن بوم ؛ « دلیله. محتاله، نفس محیله مکاره، مار، ابلیس، شجره مثمره، اثیری، لکاته و...» هستم...

 



من « مادر فولادزره » هستم، وقتی بر سر حقوقم با این و آن می جنگم. ..

 



مادرم مرا به همسایه « کنیز » شما معرفی می کند...

 



من کیستم؟ ؟ ؟ ؟

 

 


[
] [ ] [ شـــــــــکوفــــــــه ] [ ارسال نظر(0) ]

زن....

من میان زن هایی بزرگ شده ام که شوهر برایشان حکم برائت از گناه را دارد ...!!! 




نمي دانم چرا شعار از

 


لياقتم ،صداقتم ،نجابتم و ... مي دهي

 


تويي که مي دانم اگر بداني بکارتم به تاراج رفته

 

،انگ هرزه بودن مي زني اين روز ها صداقت و ،لياقت و ،نجابتي که تو مي خواهي زياد ميدوزند!! 

 



امروز پول تن فروشیم را به زن همسایه هدیه کردم ، تا آبرو کند ... 

 


برای نامزدی دخترش ! 

 


و در خود گریستم ... 

 


برای معصومیت دختری که بی خبر دلش را به دست مردی سپرده که دیشب ، 

 


تن سردم را هوسبازانه به تاراج برد ... 

 


و بی شرمانه می خندید از این پیروزی ...!!!!




روي حرفم، دردم با شماست

 


اگر زني را نمي خواهيد ديگر

 


يا برايش قصد تهيه زاپاس را داريد

 


به او مردانه بگو داستان از چه قرار است

 


آستانه ي درد او بلند است ....يا مي ماند يا مي رود!

 


هر دو درد دارد!

 


اينجا زمين است

 


حوا بودن تاوان سنگيني دارد...


[
] [ ] [ شـــــــــکوفــــــــه ] [ ارسال نظر(0) ]

زن....

در سرزمین من 

 


هیچ کوچه ای 

 


به نام هیچ زنی نیست 

 


و هیچ خیابانی … 

 



بن بست ها اما 

 


فقط زنها را می شناسد انگار... 

 



در سرزمین من 

 


سهم زنها از رودخانه ها 

 


تنها پل هایی است 

 


که پشت سر آدمها خراب شده اند... 

 



اینجا 

 


نام هیچ بیمارستانی 

 


مریم نیست 

 


تخت های زایشگاهها اما 

 


پر از مریم های درد کشیده ای است 

 


که هیچ یک ، مسیح را 

 


آبستن نیستند ...

 


[
] [ ] [ شـــــــــکوفــــــــه ] [ ارسال نظر(0) ]

قایقی کاغذی میسازم و به آب می اندازم میخواهم سوار بر زورق کاغذی ام به سوی تو بیایم ازراه رودی که از چشمه ی چشمان من به دریای دل تو میریزد .... قفس تنهایی من وحرفهای نگفته ام من درین قفس به معنای عشق رسیده ام وبه تنهایی خویش اعتراف میکنم کسی دلش برایم نسوزد...

[Last_Post_Title]

دی 1394
شهریور 1394
اردیبهشت 1394
اسفند 1393
دی 1393
آذر 1393
آبان 1393
مهر 1393
شهریور 1393
مرداد 1393
تیر 1393
خرداد 1393
اردیبهشت 1393
فروردین 1393
اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1392
آذر 1392
آبان 1392
مهر 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
بهمن 1391


فروش سرور مجازی | تور ترکیه 93 | تور تایلند
چسب لاغری | چت | املاک
گالري عکس هاي زیبا

همسریابی رایگان
خرید ساعت مچی مردانه | خرید ساعت مچی زنانه
دانلود آهنگ جدید
اس ام اس عاشقانه | چت | چت
چت | دکوراسیون اتاق کودک
چت | پارکت، لمینت و کفپوش


[ طراح قالب: آوازک ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
💬 نظرات کاربران
نظر خصوصی
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ

قالب وبلاگ