به تو می اندیشم...

[ دوشنبه 01 اردیبهشت 1393 ] [ 13:23 ] [ شـــــــــکوفــــــــه ]
[
ارسال نظر(0)
]
قایقی کاغذی میسازم و به آب می اندازم میخواهم سوار بر زورق کاغذی ام به سوی تو بیایم ازراه رودی که از چشمه ی چشمان من به دریای دل تو میریزد







