غریبه

شایدسالهابعددرگذرجاده هابی تفاوت ازکنارهم بگذریم
وتوآهسته زیرلب بگویی آن غریبه چقدرشبیه خاطراتم بود..
برگرفته ازوبلاگhttp://www.m.m22.loxblog.com/..
[ دوشنبه 19 فروردین 1392 ] [ 00:47 ] [ dardedelebiseda ]
[
ارسال نظر(0)
]
قایقی کاغذی میسازم و به آب می اندازم میخواهم سوار بر زورق کاغذی ام به سوی تو بیایم ازراه رودی که از چشمه ی چشمان من به دریای دل تو میریزد

شایدسالهابعددرگذرجاده هابی تفاوت ازکنارهم بگذریم
وتوآهسته زیرلب بگویی آن غریبه چقدرشبیه خاطراتم بود..
برگرفته ازوبلاگhttp://www.m.m22.loxblog.com/..






