دلم پره...
دلم پره ...
پر از دلتنگی ...
دلخوری....
دلواپسی...
نیستی که بهت بگم ...
تنها گوشه ی اتاقم زانوهامو بغل
میکنمو دلمو با ریختن اشکام خالی میکنم....

[ چهارشنبه 03 اردیبهشت 1393 ] [ 23:27 ] [ dardedelebiseda ]
[
ارسال نظر(0)
]
قایقی کاغذی میسازم و به آب می اندازم میخواهم سوار بر زورق کاغذی ام به سوی تو بیایم ازراه رودی که از چشمه ی چشمان من به دریای دل تو میریزد
دلم پره ...
پر از دلتنگی ...
دلخوری....
دلواپسی...
نیستی که بهت بگم ...
تنها گوشه ی اتاقم زانوهامو بغل
میکنمو دلمو با ریختن اشکام خالی میکنم....







