بغلم کن...
مبهوت در ناباوری فاصله ...
به عکست...
آهسته می گم: عزیزم سردمه.. بغلم کن...!!

[ چهارشنبه 03 اردیبهشت 1393 ] [ 21:35 ] [ dardedelebiseda ]
[
ارسال نظر(0)
]
قایقی کاغذی میسازم و به آب می اندازم میخواهم سوار بر زورق کاغذی ام به سوی تو بیایم ازراه رودی که از چشمه ی چشمان من به دریای دل تو میریزد
مبهوت در ناباوری فاصله ...
به عکست...
آهسته می گم: عزیزم سردمه.. بغلم کن...!!







