باران تنهایی
حس میکنم گلی هستم
میان کوچه های شب
خیس از باران تنهایی
[ دوشنبه 19 فروردین 1392 ] [ 01:32 ] [ dardedelebiseda ]
[
ارسال نظر(0)
]
قایقی کاغذی میسازم و به آب می اندازم میخواهم سوار بر زورق کاغذی ام به سوی تو بیایم ازراه رودی که از چشمه ی چشمان من به دریای دل تو میریزد
حس میکنم گلی هستم
میان کوچه های شب
خیس از باران تنهایی






