یه نفرم!
راننده ی تاکسی اسکناس مچاله شده را از دستم گرفت و گفت
یه نفرید؟
گفتم:آره خیلی وقته...

[ سهشنبه 28 خرداد 1392 ] [ 14:07 ] [ dardedelebiseda ]
[
ارسال نظر(0)
]
قایقی کاغذی میسازم و به آب می اندازم میخواهم سوار بر زورق کاغذی ام به سوی تو بیایم ازراه رودی که از چشمه ی چشمان من به دریای دل تو میریزد
راننده ی تاکسی اسکناس مچاله شده را از دستم گرفت و گفت
یه نفرید؟
گفتم:آره خیلی وقته...







