درد دارد
دفتر شعرهایم را سفید می گذارم
این لحظه ها نوشتن ندارد
درد دارد

[ چهارشنبه 15 خرداد 1392 ] [ 23:48 ] [ dardedelebiseda ]
[
ارسال نظر(0)
]
قایقی کاغذی میسازم و به آب می اندازم میخواهم سوار بر زورق کاغذی ام به سوی تو بیایم ازراه رودی که از چشمه ی چشمان من به دریای دل تو میریزد
دفتر شعرهایم را سفید می گذارم
این لحظه ها نوشتن ندارد
درد دارد







