خیالی
دلم از نبودت پر است آنقدر که اضافه اش از چشمانم میچکد...
گونه های خیسم دستان تورا میطلبد
هرچندخیالی....

[ دوشنبه 16 اردیبهشت 1392 ] [ 18:31 ] [ dardedelebiseda ]
[
ارسال نظر(0)
]
قایقی کاغذی میسازم و به آب می اندازم میخواهم سوار بر زورق کاغذی ام به سوی تو بیایم ازراه رودی که از چشمه ی چشمان من به دریای دل تو میریزد
دلم از نبودت پر است آنقدر که اضافه اش از چشمانم میچکد...
گونه های خیسم دستان تورا میطلبد
هرچندخیالی....







