باران
پشت پنجره ی خیس اتاقم
قطرات باران را بر قلبم احساس میکنم
حس عجیبی ست قلبم را از خود جدا
میبینم من این طرف وقلبم
آن طرف پنجره است!....

شکوفه
[ سهشنبه 17 اردیبهشت 1392 ] [ 15:29 ] [ dardedelebiseda ]
[
ارسال نظر(0)
]
قایقی کاغذی میسازم و به آب می اندازم میخواهم سوار بر زورق کاغذی ام به سوی تو بیایم ازراه رودی که از چشمه ی چشمان من به دریای دل تو میریزد
پشت پنجره ی خیس اتاقم
قطرات باران را بر قلبم احساس میکنم
حس عجیبی ست قلبم را از خود جدا
میبینم من این طرف وقلبم
آن طرف پنجره است!....

شکوفه






