اندوه مرا بچین
بام را برافکن و بتاب که خرمن تیرگی اینجاست
بشتاب درها را بشکن وهم را دو نیمه کن که منم
هسته ی این بار سیاه
اندوه مرا بچین که رسیده است...
[ یکشنبه 13 اسفند 1391 ] [ 11:01 ] [ dardedelebiseda ]
[
ارسال نظر(0)
]
قایقی کاغذی میسازم و به آب می اندازم میخواهم سوار بر زورق کاغذی ام به سوی تو بیایم ازراه رودی که از چشمه ی چشمان من به دریای دل تو میریزد
بام را برافکن و بتاب که خرمن تیرگی اینجاست
بشتاب درها را بشکن وهم را دو نیمه کن که منم
هسته ی این بار سیاه
اندوه مرا بچین که رسیده است...






