برگ خشک وزرد
وقتی که برگی رو زمین میفته حس میکنم گریه ی بی صداشو
حس میکنم چی میگذره تو قلبش وقتی میبینه مرگ لحظه هاشو
آخه منم یه برگ خشک و زردم که بی صدا یه عمره گریه کردم...
نظرات شما عزیزان:
قایقی کاغذی میسازم و به آب می اندازم میخواهم سوار بر زورق کاغذی ام به سوی تو بیایم ازراه رودی که از چشمه ی چشمان من به دریای دل تو میریزد
وقتی که برگی رو زمین میفته حس میکنم گریه ی بی صداشو
حس میکنم چی میگذره تو قلبش وقتی میبینه مرگ لحظه هاشو
آخه منم یه برگ خشک و زردم که بی صدا یه عمره گریه کردم...
نظرات شما عزیزان:
| |
وب : | |
پیام : | |
2+2=: | |
(Refresh) |
<-PollItems->
<-PollName->
خبرنامه وب سایت:
آمار
وب سایت:
بازدید دیروز : 40
بازدید هفته : 85
بازدید ماه : 80
بازدید کل : 52694
تعداد مطالب : 402
تعداد نظرات : 0
تعداد آنلاین : 1